سیزده آبان
میگن سیزدن عد نحسی هستش و بعضی ها به اون میگن دوازده + یک
میگن سیزده نحسه ولی سیزده بدرها خانومها را تشویق میکنن که سبزه گره بزنن تا بختشون باز بشه
این سیزده میتونه دو حالت داشته باشه :
اول اینکه برای حکومت ایران خوش یمن باشه مثل تسخیر سفارتخانه امریکا
دوم اینکه ................. سبز بشه اونم چه سبزی
Saturday، October 24، 2009
Thursday، August 06، 2009
Tuesday، August 04، 2009
ایمیلی از یکی از دوستان داشتم با مضمون زیر که توصیه میکنم از آن به سادگی رد نشوید و حتما مطالعه اش کنید .
داستاني در مورد اولين ديدار «امت فاکس»، نويسنده و فيلسوف معاصر، از رستوران سلف سرويس؛ هنگامي که براي نخستين بار به آمريکا رفت.
وي که تا آن زمان هرگز به چنين رستوراني نرفته بود در گوشه اي به انتظار نشست با اين نيت که از او پذيرايي شود اما هرچه لحظات بيشتري سپري مي شد ناشکيبايي او از اينکه مي ديد پيشخدمتها کوچکترين توجهي به او ندارند شدت گرفت. از همه بدتر اينکه مشاهده مي کرد کساني پس از او وارد شده بودند و در مقابل بشقاب هاي پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند.
وي با ناراحتي به مردي که بر سر ميز مجاور نشسته بود نزديک شد و گفت: «من حدود بيست دقيقه است که در اينجا نشسته ام بدون آنکه کسي کوچکترين توجهي به من نشان دهد. حالا مي بينم شما که پنج دقيقه پيش وارد شديد با بشقابي پر از غذا در مقابلتان اينجا نشسته ايد! موضوع چيست؟ مردم اين کشور چگونه پذيرايي مي شوند؟» مرد با تعجب گفت: « ولي اينجا سلف سرويس است.» سپس به قسمت انتهايي رستوران جايي که غذاها به مقدار فراوان چيده شده بود، اشاره کرد و ادامه داد:« به آنجا برويد، يک سيني برداريد و هر چه مي خواهيد انتخاب کنيد، پول آن را بپردازيد، بعد اينجا بنشينيد و آن را ميل کنيد».
امت فاکس، که قدري احساس حماقت مي کرد، دستورات مرد را پي گرفت. اما وقتي غذا را روي ميز گذاشت ناگهان به ذهنش رسيد که " زندگي هم در حکم سلف سرويس است. همه نوع رخدادها،فرصت ها،موقعيتها، شاديها،سرورها و غم ها در برابر ما قرار دارد.. در حالي که اغلب ما بي حرکت به صندلي خود چسبيده ايم و آنچنان محو اين هستيم که ديگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتي شده ايم که چرا او سهم بيشتري دارد؟ که هرگز به ذهنمان نمي رسد خيلي ساده از جاي خود برخيزيم و ببينيم چه چيزهايي فراهم است،سپس آنچه مي خواهيم،برگزينيم ."
ارسال شده توسط فرزاد در 20:29
Monday، August 03، 2009
سینما را دوست دارم بدون نجفی
وزنه برداری را دوست دارم بدون رضا زاده
فوتبال را میپرستم ولی اینبار بدون قطبی
آقای مایلی کهن و آقای واحدی و احتمالا بقیه افرادی که من ندیدیم و یا نمیشناسم اشان، شما هم که قد این نوشتار نیستید که بخواهم از شما حرفی بزنم . یادتان باشد که تصاویر تک تک شما روزی بر دیدگان مردم ایران زمین خواهد نشست . نمیگویم مرگ بر شما باد ،.... میگویم زنده باد ایران .... زنده باد دمکراسی و زنده باد هشیاری جنبش سبز ایران .
ارسال شده توسط فرزاد در 17:50
Sunday، August 02، 2009
قشنگ ترین نوشته ائی را که بعد از تشکیل دادگاه صوری ابطحی و عطریانفر دیدم و خواندم از این وبلاگ بود :
وقتی گالیله در اثر شکنجه و تهدیدات کلیسا مجبور شد به اشتباه خود پی ببرد و به صاف بودن کره زمین "اعتراف" کند، یکی از شاگردان گالیله به سمت او آمد و تف بر زمین انداخت و گفت:
تف به سرزمینی که قهرمان ندارد. گالیله در جواب گفت: تف به سرزمینی که به قهرمان احتیاج دارد.
ارسال شده توسط فرزاد در 09:51
Saturday، August 01، 2009
ارسال شده توسط فرزاد در 12:39
Wednesday، July 22، 2009
امشب این آهنگ به گوشم خیلی خوش نشست نمیدونم چرا شاید برای این بود که دریا اونو اجرا کرده بود و شاید به خاطر خیلی چیزهائی دیگه که گفتنش حوصله میخواد و من میخوام فعلا چند بار این سرود همیشه ملی میهنم و گوش بدم ....
Tuesday، July 21، 2009
کدام مشروعیت ؟
امروز ها مباحث زیادی دال بر مشروعیت در جمهوری اسلامی ایران مطرح است .
بحث مشروعیت را میتوان در راستای سه بعد مهم بررسی نمود. در بعد اول از این بحث ، باید به جناح گیری و حق طلبی طیف تندرو حاکمیت به سرپرستی خامنه ائی اشاره کرد که خود را ام القراء جامعه اسلامی میداند ( البته فقط خودشان را با این الفاظ به یک قشر نا اگاه میخورانند ) و تصور میکند که باید کلامشان خطابه محض تلقی گردد و روی سخنش نیز کلامی به غیر گفته نشود .
گروه و یا طیف دوم که به رهبری جنبش سبز، خواسته و یا نا خواسته با سبزی شال موسوی به دور گردنش آغاز شد ، خواستار کمی نرمش در معادلات زندگی مردم و ابعاد سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و همچنین نیم نگاهی چرخشی در سیاست خارجی ، خود را به مباحث مشروعیت اضافه نموده است .
دسته سوم مشروعیت را در دو طیف بالا جستجو نمیکنند و حرفشان از مشروعیت ، مشروعیت کل نظام و مقبولیت ان برای عموم مردم است که اصل مطلب این نوشتار به این موضوع میپردازد.
در این راستا نظرات دسته دوم به ایده و آراء عموم ملت نزدیک تر است اگرچه به معنای مقبولیت ان نیست . این دسته ( گروه سوم ) بر این باورند که رفراندم تنها راه نجات ایران از دیکتاتوری میباشد و با پایبندی به قانون اساسی که میبایست بعضی از مواد آن اصلاح شود ، جامعه اداره گردد و فراتر از قانون کسی حق تصمیم گیری برای ملت را در اختیار نداشته باشد.
نظر این گروه اینست که طیف اول و دوم در حقیقت برای مجادالات و شکافی که بین خودشان به وجود آمده است خواستار حل و فصل بحران خطرناک به وجود آمده بر امده اند و در این ره هر یک از آنها به دنبال امتیاز گیری گسترده ، نه تنها از طرف مقابل خود بلکه از دولی است که موضوع سر کار ماندن حکومت اسلامی ایران برا ی آنها دارای ابعاد مهم و منافعی مهمتر از آن است . نمونه مشکوک و صد البته نزدیک به یقین آن دولت روسیه است .
از آنجا که همیشه " گذشته ، چراغ راه آینده " خطاب میشود و عقد قراردادهای بزرگی در طول تاریخ ملت و وطن ما را به باد فنا داده است ، لذا این بار مردم با هشیاری کامل باید به روی کرد اعتراضات نظر داشته باشند و در این راه آنچه که در توان دارند را میبایست برای از بین بردن مشروعیت ایده و آراء هر دو گروه بکار گیرند و محوریت بحث شان باید مشروعیت دولتی باشد که مثل تمامی کشورهای دمکرات دنیا با استفاده از آراء مردم به مقبولیت میرسند و برای مثال در یک دوره چهار ساله برای تصدی امور در راس دولت قرار میگیرند.
Saturday، July 18، 2009
یکی نیست پیدا بشه چند راه کار عملی و مفید برای برخورد با بنگاه سخن پراکنی جمهوری اسلامی (صدا و سیما ) بده تا شاید کمی سر عقل بیان .
همینطور پیشنهاداتی برای گل گرفتن دهن کیهان و شریعتمداری که شکر زیادی نخورند . اینقدر ادمهای هشیار داریم که میدونم بالاخره تو این چند روز به داد اینها هم خواهند رسید . حالا که اینها همه چیز رو چپکی نشون میدن خیلی لازمه که همشون رو چپ کنیم .
ارسال شده توسط فرزاد در 12:16
Thursday، July 16، 2009
داشتم به جمعه و سبز شدن نماز جمعش فکر میکردم که یه هو به نظرم رسید اگر در آخرین لحظات اعلام کردند که نمیدونم ..... هاشمی مریض شده و کسالت پیدا کرده و یا اینکه از ایراد نماز این هفته عذر خواهی کرده و یا هر دلیل دیگری ..... اونوقت تکلیف اینهائی که اومدن چی میشه ...؟ چه بهره برداریهائی ازاین موج صورت میگیره ... یا اصلا چه اتفاقی بعد از اینکه سبزها بفهمند بهشون دروغ گفتن ، میفته ؟
اینها فقط یه حدس و گمانه ....

