سه‌شنبه، دی ۰۵، ۱۳۸۵

بازي يلدا


از قافله دورماندم آن هم به دليل كارخانه سنگ سازي كه اينجانب همواره با خود يدك ميكشم . آزارتان ندهم كه اينجانب سالهاست به لحاظ ساخت تركيبات كريستالي زيبا و خشن در يكي از كليه هاي نازنين ، گرفتار دردي هستم كه در علم پزشكي به عنوان يكي از دردمندترين دردها شناخته شده است و به اين لحاظ اين چند روز اخير نيز كمتر به وبلاگستان فارسي سر زدم


مسابقه ائي زيبا داشته است اين وبلاگستان فارسي كه قدري دير متوجه شديم و عده ائي +، + از دوستان گرامي زحمت دعوت اينجانب را به نوشتن در باره اين مطلب كشيده بودند كه از آنان و ساير دوستان ديگر كه احتمالا هنوز وقت سر زدن به وبلاگشان برايم فراهم نشده است ، قدر داني ميكنم


اگر اين مورد ذكر شده را كه ميتواند يك خاصيت فيزيكي از اينجانب باشد را به عنوان اولين مورد ميپذيريد ، من در اولين فرصت مطلبم را كامل خواهم كرد . برويم ببينيم اين ليزر درماني چه ميكند كه البته قبلا امتحانش كرده ايم

پ . ن


اگر اولين گفته رو قبول ندارين خب اشكالي نداره از اينجا به بعد رو بخونين


اولندش : هر چيز جديدي كه ميخرم خيلي ذوقش رو ميكنم و دوست دارم در اولين فرصت از حالت آكبند بيرونش بيارم و مورد استفاده قرارش بدم


دومندش : از سر و كله زدن با آدمهاي بي منطق كه ميخوان فقط حرفهاي خودشون رو به كرسي بنشونن ، فوق العاده متنفرم


سومندش : از معدود مردهاي ايراني هستم كه تو كار خونه به همسرم خيلي كمك ميكنم و كلا اين كارو خيلي دوست دارم


چهارمندش : تميزي و انظباط رو خيلي دوست دارم


پنجمندش : دوست دارم كمك كنم و تا جائي كه ازم كاري بر مياد براي كسي انجام بدم


و اما اين سنگه يه جائي رفته كه فعلا كاري به كار ما نداره تا ببينيم چه وقت خفتمو ميگره . قربونش برم به هر دكتر و بيمارستاني هم كه سر ميززني همه در تعطيلات كريسمس به سر ميبرند . فعلا يه كوچولو آبجو بخوريم ببينيم چه ميشه شايد خودش رضايت بده . تا يادم نرفته بگم كه خوبي اين دعوت كردنها اينه كه وبلاگها به هم ديگه معرفي ميشن . البته من هر چي اومدم يكي رو معرفي كنم ديدم توسط يكي ديگه از عزيزان دعوت شده و براي همين از كل وبلاگستان فارسي ميخوام كه اين دعوت رو بپذيرند

۸ نظر:

آلوچه خانوم گفت...

امیدوارم زودتر اوضاع روبراه شه به بامداد و مادر محترم ايشان سلام برسونید .

Saghar گفت...

Khodavakili in sevomi ro chakhan az khodetoon dar nakardin?shoma va kare khone?!!!!! astaghforelahhhhh!!!!!

حمید میداف گفت...

فرزاد جان
یکی از زیباترین نوشته هاتون بود
ضمنا این سیستم لینک دادن را که برای اولین بار در وبلاگ شما می‌بینم چه چیز جالبی است. رمزش را یواشکی به‌ما هم بگو... شوخی

نسرین گفت...

فرزاد گرامی،امیدوارم هر چه زودتر به سلامتی کامل برسید و خلاصه یک کاری کنید که جناب سنگ از رو برود و خود به خود ذوب بشه!
برای مورد سه و چهار واقعن بهتون تبریک می گم.البته بیشتر به خانم تون باید تبریک گفت :) ما که چند ساله هر چی سر و کله می زنیم که جوراب جاش توی کمده نه زیر مبل!گوش کسی بدهکار نیست که نیست!
به خانواده خیلی سلام برسانید.امید که تعطیلات و سال نوی خوبی را در پیش رو داشته باشید.

فرزاد گفت...

از آلوچه گرامي و بد جنس هميشگي شماره دو و ميداف محترم به خاطر اظهار نظراتشان سپاسگزارم . ميداف جان من هم خودم از اشپزباشي وبلاگستان كش رفتم . خيلي سادست اگر آدرس پائين صفحه كوچك لينك باز شده را ببينيد و موس خودتان را روي آن كليك كنيد به صفحه مربوطه ميرويد و آدرس وبلاگ را همراه با آدرس ايميل خودتان را وارد ميكنيد و كدي به شما داده ميشود كه بايد آن را در قسمت تمپلت وبلاگ خودتان بگذاريد .اگر مشكلي بود در خدمتم

رعنا گفت...

با سلام . با چهارميش شديدا موافقم . پيروز باشيد

فرزاد گفت...

نسرين گرامي و رعناي عزيز از لطف شما هم سپاسگزارم

ناشناس گفت...

Dear Friend, here are few ways which you can try, you never know it might help to get rid of the stone.
1.Wash a watermelon and put it in the putt. Add a glass of water and put the putt on the stove in the medium to low heat and let it cook. Till it falls apart. Then drink it.
2.Eat some cucumber.
3.If you can, walking up and down stairs, it will be really helpful.

I hope you find these information useful.
Regards