سه‌شنبه، اردیبهشت ۱۸، ۱۳۸۶

حقوق پناهجويان در كانادا


عنوان فوق مطلبي است از راديو زمانه و مصاحبه ائي راديوئي با خانم سودابه مشكوري در خصوص مشكلات پناهجويان در كانادا .


اين گفتگو را ميتوانيد در اين صفحه دنبال كنيد .

یکشنبه، اردیبهشت ۱۶، ۱۳۸۶

بافت ناخالص فرانسوي بودن كانديداتورهاي فرانسه

يكي از عواقب تغيير بافت انساني در كشورها نتيجه اش اين ميشود كه امروز هر دو كانديداتورهاي انتخابات رياست جمهوري فرانسه رگ و ريشه و اصل فرانسوي نداشته باشند و جالب تر اين كه ، يكي از همين كانديداها خود ساز مخالف با خارجيان به دست داشته و در نواختن اين ساز در دوران وزارتش مهارت خاصي داشته

پنجشنبه، اردیبهشت ۱۳، ۱۳۸۶

دوباره


خوب دوباره بعد از چند روز تاخير خدمت رسيدم . از تمامي كساني كه در اين مدت احوالم رو پرسيدم ممنون ..... دريغ از يك نفر ..... واقعا اين را ميگويم كه خواننده گرامي كه همين الان بر سر پناهندگي كليك كرده و به اين صفحه وارد شده بداند كه جماعت وبلاگ نويس و رفقايش اسب خود را ميتازند ، دريغ از اينكه احوالي از دوست نويسنده اشان پرسيده باشند


ميگذاريم به حساب بي وقتي و يا حتي كم وقتي .... در اين مدت كما بيش به وبلاگهائي كه لينكشان در اين بغل هست سر ميزدم و اخبار وبلاگستان را دنبال ميكردم . مسائل مربوط به پناهندگي و مهاجرت را هم سعي ميكنم در يك نوشته با لينكهاي مربوط به آن براي خوانندگان داشته باشم


اين چند روزه سركي هم به راديو زمانه ميكشيدم و تا اندازه ائي سوراخ ، سمبه هايش را زيرو رو كردم تا ببينم در چه مرحله ائي از كار است . نبوي را هم با برنامه هاي تلويزيوني نه چندان حرفه ائي ولي خوب ديدم و اميدوارم كه روز به روز بهتر شود


چند تا ايميل داشتم در ارتباط با مسئله پناهندگي كه جواب همگي را چون هميشه در غالب مثال و رخدادهاي گذشته در اين خصوص خواهم داد .


تو اين چند روز چند تا فيلم تاپ ديدم كه البته بعضيهاش رو از آرشيو فيلمها بيرون كشيدم و كلي باهاشون حال كردم


يه سفر يك هفته ائي هم به جنوب بلژيك داشتم كه چند تا از عكسهاشو گذاشتم اينجا . خلاصه اين ماحصل غيبت صغري بود تا در اولين فرصت دوباره به روز بنويسيم

یکشنبه، فروردین ۱۲، ۱۳۸۶

بلاگر خسته كننده شده


اگر ميبينيد كمتر آفتابي ميشم به خاطر اينه كه از بلاگر خسته شدم . خيلي اذيت ميكنه . الان چند روزه كه ميخوام فونت نوشته قبلي رو عوض كنم و مثل بقيه فونتها در بيارم كه متاسفانه تا همين الان جوابي ازش نگرفته بودم كه يهو ديدم الان درست شده . لينكهام به هم ريختن و خلاصه همه چيز به همه ريخته است . بايد يه فكري بكنم

یکشنبه، فروردین ۰۵، ۱۳۸۶

آغاز برده داري نوين


روز يکشنبه، بيست و پنجم مارس، در نقاط مختلف جهان مراسم دويستمين سالگرد لغو برده داری توسط پارلمان بريتانيا برپاست
تخمين زده می شود که از قرن پانزدهم تا نوزدهم ميلادی بالغ بر دوازده ميليون آفريقايی تبار وادار شدند که همرا با کشتی های اروپايی از اقيانوس اطلس عبور کنند؛ بيشتر آنها به مالکان مزارع نيشکر در کشورهای آمريکای جنوبی فروخته شدند
در جريان دو قرن و نيم تجارت برده، آنهايی که از اين سفر طاقت فرسا جان سالم بدر می بردند در ابتدا وادار می شدند که نام، مذهب و فرهنگ خود را کنار بگذارند و هر گونه نشانی از مقاومت از سوی آنها نيز با برخورد شديد جسمانی و روانی برده داران روبرو می شد


حالا كه آدم اين مطب رو ميخونه نه تنها به سياها بلكه به تمامي اونهائي كه چه در برده داري قديم و چه در برده داري نوين كه امروزه ما در اروپا ميبينيم ، حق ميده كه قدري دو قورتونيمشون باقي باشه و بلائي سر اين دول متمدن امروز در بيارن كه اينقدر توپشون پر نباشه

پنجشنبه، فروردین ۰۲، ۱۳۸۶



عنوان فوق نام برنامه ايست از شبكه اول تلويزيون بلژيك كه به بررسي اوضاع يازده پناهجو و يا مهاجر از كشورهاي ديگر كه در حال حاضر مقيم بلژيك ميباشند ، ميپردازد


اين برنامه قرار بود در اولين قسمت از سلسله مصاحباتش با مهاجرين ميزبان يك ايراني به نام امير باشد كه چنين نشد و در اولين قسمت با خانمي اهل كشور اكراين برنامه را آغاز كرد


به هر حال اگر ميخواهيد نشست جناب امير آقا را كه در حال حاضر از اهالي آنتورپن ميباشد را به تماشا بنشينيد بايد اين برنامه ها را دنبال كنيد - كه البته دنبال كردنش خالي از لطف هم نيست - تا نوبت به ايشان برسد

یکشنبه، اسفند ۱۳، ۱۳۸۵

سازمان ملل متحد و افزايش پناهجويان عراقي


خبرگزارى‌ِ فرانس‌پرس از قاهره گزارش مى‌دهد كه كميسارياى پناهندگى سازمان ملل متحد نسبت به افزايش چشم‌گير فراريان عراقى در كشور خود هشدار داده است. آنتونيو گوترز، كميسار سازمان ملل متحد در امر پناهندگان، يكشنبه، چهارم مارس در قاهره، در جمع وزراى اتحاديه عرب، اعلام كرد كه تا پايان سال گذشته ميلادى شمار اين پناهجويان به دو ميليون و سيصد هزار نفر رسيده است


شنبه، اسفند ۰۵، ۱۳۸۵

نظريه برخورد تمدنها و رشد اسلامگرائي در غرب


بدنبال بحثي كه در ارتباط با پيشروي اسلام و مرام اسلامگرايان در غرب اغاز شده است بد نيست نگاهي بيندازيم به نظريه برخورد تمدنها از ساموئل هانتينگتون كه با مرور حرفهاي خودم و همچنين مطالبي كه زهري در باره اش نوشت ، به نظر جالب تر خواهد آمد


هانتينگتون اعتقاد دارد كه تمدن اسلامي و كنفوسيوسي در كنار هم، روياروي تمدن غربي( مسيحي) خواهند ايستاد، و در اين تقابل ، اين تمدن غرب است كه سر بلند خواهد شد . او نشان مي دهد كه پس از شيفتگي فوق العاده اي كه در مكاتب ماركسيسم و ليبرال دموكراسي غرب نسبت به اقتصاد ، به عنوان عامل تعيين كننده- وجود داشت، اكنون گرايشهاي فرهنگي ، مذهبي و تمدني، چه در سطح فردي و چه در سطح ملي و بين المللي ، مورد توجه واقع ميشود. او معتقد است تقابل تمدنها، سياست غالب جهاني و مرحله پاياني تكامل درگيريهاي عصر نو خواهد بود


او بر اين باور است كه رهبري جهان از نظر سياسي در قرن آينده در دست آمريكا و اروپا خواهد بود، و احتمالا مركز قدرت از آمريكا به فدارسيون اروپا منتقل خواهد شد و پس از آنها ژاپن و چين و روسيه نيز را در زمره برترينها ميخواند . پس اگر قرن آينده قرن آمريكا نباشد، به احتمال زياد قرن اروپا خواهد بود


هانتينگتون در اعلام نظريه خود تقابل بين تمدن اسلامي و تمدن مسيحي غرب را انكار ناپذير دانسته و در نهايت پيروزي را از ان جامعه غرب ميداند و تمدن اسلامي را نابود شده ميخواند . به نظر من هانتينگتون از رشد اسلامگرائي امروز در دنياي غرب به خوبي ميداند ولي خطر اعتقادات خشك مسلمين را به شكلي جدي در تفكراتش به بحث ننشسته است . اگرچه بعد از چند سال به اين نكته اشاره ميكند كه تمدن اسلامي، تمدني ماندگار و پاياست وبه نابودي نخواهد انجاميد


انديشمندان عصر حاضر نقطه نظرات نسبتا قوي در باره برخي از اين فرضيه ها در نظريه هانتنگتون دارند كه مباحث او را تا اندكي زير سوال ميبرد اما آنچه مشخص است و نكته برجسته اين نظريه باقي ميماند به كنار رفتن اقتصاد به عنوان يك عامل مهم و تعيين كننده و جايگزين شدن گرايشهاي فرهنگي و مذهبي و تمدني است كه گريبانگير دول غربي و جهان كنوني ميشود و اين ان چيزي است كه ما امروزه از نزديك مشاهده اش ميكنيم ، مجيد از كانادا مينويسد و من از بلژيك و ديگران از جوامعي ديگر كه چگونه رشد اسلامگرائي در كشورهاي غربي رو به افزايش است


بر ميگردم به صحبت اصلي خودم و مجيد گرامي (+++) كه هر دو بر اين باوريم كه دول غربي اگر خواستار تغيير بافت اقتصادي خود هستند - كه بودند و هنوز هم هستند - پس بايد ناخواسته تن به پذيرش و يا محكم تر بگويم جايگزيني تغيير بافت فرهنگي و مذهبي و ... خود نيز بدهند آنان حتما به اين قضيه پي برده اند كه مهاجران ميبايست توانائي انجام بعضي از آداب و رسوم مملكت خود را نيز به همراه داشته باشند ولي اين همراهي و با خود بودن را بايد برايش حصاري در نظز گرفت كه اگر اينچنين نشود - گويا نشده است - غرب گريبانگير بمبي خواهد شد كه نامش اعتقاد است و بد تر از هر گونه بمب اتمي كه در دنياي كنوني وجود دارد


تمام اين تفكرات بر اساس پايه هائي شكل ميگيرد كه امروزه در غرب كم و بيش مشاهده ميكنيم . دولتهاي اروپائي و يا حتي همين امريكا و كانادا و استراليا بايد بپذيرند كه در طول ساليان دراز به خاطر استفاده از نيروي ارزان جهان سوميها و كشورهائي كه به طور خواسته و يا ناخواسته اسلامگرا بودند ، ريسك بزرگي را مرتكب شده اند . اگر از نيروي آنها بنا به دليل رشد منفي جمعيتي كه در اين كشورها مشاهده ميكنيم ، به نحو احسن استفاده شده است ، در عوض بقيه مسائل آنان كمرنگ جلوه داده شده است و سعي شده كه آن را به شكلي به جامعه خود تحميل كنند . با توجه به اين نكته اعتقادات خشك موجود در اين جوامع به اندازه ائي حاكم و پابرجاست كه چون دوران قرون وسطي و حاكميت كليسا بر مردم اروپا


مطلبي ميخواندم از پيروزي دو وزير مسلمان در انتخابات مجلس كشور هلند ، احمد ابوطالب، وزير امور اجتماعی جديد هلند مراکشی الاصل است و خانم نبهات البيرق، وکيل دادگستری كه اهل كشور ترکيه است.... خود بخوانيم حديثي بلند و بالا از آينده . وقتي تغير بافت انساني بر اساس افراط گرائي در رشد و شكوفائي اقتصاد مطرح ميشود ، به دنبالش فرستادن وزرائ به مجالس كشورهائي چون هلند و بلژيك و دانمارك و كاندا و آمريكا ..... نيز دور از انتظار نخواهد بود چرا كه حال بر اساس قوانين ميبايست نسبيت جمعيت خارجي در اينگونه ممالك نيز داراي نماينده در مجالس اين كشورها باشند و بالطبع و به دنبال آن داشتن وزير و وكيل و نماينده


ادامه دارد......