جمعه، دی ۱۱، ۱۳۸۳

٢٦٠٠٠ چهره



جنبش دفاع از پناهندگان در هلند با ابتكار يك پزشك روانشناس بنام" يوست بوس لاند" ميرود تا به يكي از بي نظيرترين حركتهاي دفاع از پناهندگان تبديل شود. ٢٦٠٠٠ چهره نام يك فيلم مستند است كه ميخواهد زندگي هزاران پناهجويي كه قرار است از هلند اخراج شوند را به تصوير كشانده و به روي صفحه تلويزيون و رسانه هاي گروهي دنيا بكشاند ....



اصل مطلب

لينك امروز



تلاش گسترده ايرانيها در اعتراض به نام خليج عربي مثمر ثمر واقع شد ، از جمله تلاش شاهزاده رضا پهلوي .


باندا آچه

همين عكس را با ابعاد بزرگتر قبل از فاجعه و بعد از فاجعه ببينيد .

زلزله در بستر اقيانوس هند يکی از فاجعه بارترين حوادث طبيعی در نيم قرن گذشته است. اين زلزله هم از نظر شدت و هم از نظر وسعت مناطقی که از آن آسيب ديده اند و قربانيانی که بجا گذاشته با تمام زمين لرزه های پيشين متفاوت است .
اگر كاري از دستمان بر ميآيد ، كوتاهي نكنيم .صحبت از كشته شدن يكصدو بيست هزار نفر و شايد بيشتر است ، سخن از پنج ميليون آواره است كه حتي فكر كردن در باره اش قدري سخت است ، چه رسد به باور كردنش .

پنجشنبه، دی ۱۰، ۱۳۸۳

افغاني، وارث ويراني


نمي‌‌دانم اين تحقيقات ميداني كه شما از آن نوشتيد چقدر علمي هستند. راستش ما ايراني‌ها آنقدر هم همسايه ها و همدردهاي مهرباني براي پناهندگان و همزبانان افغانمان نبوده‌ايم. (منكر وجود درصدي اندك از هموطنان نيستم كه البته همدرداني مهربان بوده‌اند). چقدر به آنها لبخند زده‌ايم؟ چقدر پاي صحبتشان نشسته ايم؟ كداميك از ما يك دوست خوب افغان ساكن ايران دارد؟ چند بار يك افغاني را به خانه‌اتان دعوت كرده‌ايد؟


چهارشنبه، دی ۰۹، ۱۳۸۳

آمار سايت گويا و آقاي سحر خيز !



مطلبي نوشته بودم با عنوان " كارتن خوابها " كه در آن به اظهار نظر آقاي سحر خيز در ارتباط با نوشته ايشان و نخوردن استفراغ مردم توسط خودشان اشاره كرده بودند .



فعلا اين مطلب و نتيجه نظرات خواسته شده در سايت گويا را نيز داشته باشيد تا من سر فرصت خدمتتان برسم و بيشتر در بارش توضيح بدم .


ياد آوري : سايت صبحانه بدون هيچ گونه توضيحي ، دوباره اقدام به باز نمودن سيستم نظر خواهي خود نموده است .احتمالا گردانندگان آن متوجه كار اشتباه خود شده اند .

یکشنبه، دی ۰۶، ۱۳۸۳

يك پناهنده ، يك بابا نوئل


... داستان به اين صورته که ما در شمال لندن و در شهرداری Barnet سازمانی تشکيل داديم که شبکه سازمان های پناهندگی از مليت های مختلف در شمال لندن رو در بر می گيره! در عين حال يک سازمان ديگه ای رو به اسم سرويس پناهندگی شهردای Barnet تشکيل داديم که من عضو هيأت مديره اون سازمان هستم. اين هفته ما برای بچه های پناهنده از مليت های مختلف يک جشن کريسمس تشکيل داديم و از من خواسته شد در نقش بابانوئل ظاهر بشم ....


شنبه، دی ۰۵، ۱۳۸۳

وضعيت پناهندگان در اتريش و بلژيك


دو مطلبي رو كه در باره پناهندگان در سايت ايرانيان بلژيك پابليش كردم را در اينجا و اينجا بخوانيد .

جمعه، دی ۰۴، ۱۳۸۳

«Agisra» انجمن مشاوره و راهنمايی برای زنان مهاجر و پناهنده



انجمن مشاوره و راهنمايی برای زنان مهاجر که تحت نام «Agisra» در کلن فعاليت می کنند، کار خود را به همت عده ای از زنان خارجی حدود ۱۱ سال پيش آغاز کرده است.

مصاحبه ائي با بهشيد نجفي را از صداي آلمان بخوانيد .

پنجشنبه، دی ۰۳، ۱۳۸۳

يك پيروزى درخشان ديگر در انتهاى سال ٢٠٠٤


..... روز گذشته پاتريك دووال وزير كشور بلژيك اعلام داشت كه به بيش از ١٠٠٠٠ پناهجويي كه در بلاتكليفى در اين كشور بسر ميبرند اقامت خواهد داد. براساس گزارش خبرگزاريها طرح اقامت دائم عمومى براى پناهجويان شامل كليه پناهجويانى ميشود كه از چهار سال پيش درخواست پناهندگى و اقامت خود را به كميسارياى عالى پناهندگى بلژيك ارائه كرده اند ....


فدراسيون همبستگي نيز خبر اعطاي اقامت به پناهجويان در بلژيك را انتشار داد . اصل خبر فدراسيون را در اينجا بخوانيد .

چهارشنبه، دی ۰۲، ۱۳۸۳


براي بزرگ نمائي ، روي عكس كليك كنيد


بلژيك هم به پناهندگان اقامت دائم ميدهد

دوست و همكار عزيزمان ابراهيم در سايت ايرانيان بلژيك
خبري را در ارتباط با دادن اقامت به پناهندگان اين كشور داده اند كه ضمن توجه شما به اين مطلب ، متن منتشر شده در سايت خبري VRT را نيز در معرض ديد خوانندگان عزيز ميگزارم . لازم به ذكر ميباشد كه خبر فوق به شكل كاملا رسمي در تمامي شبكه هاي خبري و يا روزنامه هاي اين كشور منتشر نيافته است .

سه‌شنبه، دی ۰۱، ۱۳۸۳

استفراغ


آقاي سحر خيز آيا ميدانيد كه از جمعيت چند ميليوني ايران زمين به همان اندازه جمعيت ! حاضرند استفراغ خود را بخورند و شما برايشان نسخه ائي تجويز نكنيد؟

آيا ميدانيد كه گاهي خوردن استفراغ بيشتر از هر چيز ديگري به دهان خوش ميايد ؟ شما به چه چيز تان افتخار ميكنيد كه دم از روشنفكري و دلسوزي براي مردم ميزنيد ؟ نكند شما نيز از حمايت اصلاح و اصلاح طلب برخور داريد و يا آنها را ناجي نجاتبخش مردم ايران ميدانيد ؟

آقاي سحر خيز چه دستآوردي در دوران حكومت شماها و انديشه شماها به مملكت تزريق شده است ؟ نتيجه بيست و اندي سال حكومت تفكرات شما بر جامعه ايران ايا به غير از اينست كه مردم حاضر به خوردن استفراغ خود شدند ؟

شما فكر ميكنيد كه اگر قرار به همه پرسي در ايران باشد پيروز ميدان كه خواهد بود ؟ مطمئن باشيد تفكرات شما و ايده هاي شما نخواهد بود ؟ مطمئن باشيد جوانان حاصل تفكرات دگم و خشك شما و افرادي مثل شماها كه زماني مديريت و معاونت نهادهاي فرهنگي كشور را داشته ايد و بر آفتاب خود ميباليد، به شما " نه" خواهند گفت .


طوري از مرز بندي بين ساواك با روشنفكران دوران حكومت شاهنشاه صحبت ميكنيد كه گويا در هيچ رژيمي و حكومتي نه سازمان اطلاعات وجود داشته و نه يك عده مخالف !


شما كه اعتقاد داريد :" الان بدنه اجتماعي و جريان پيش ‌‏رو و پيگير اصلاح طلب از رئيس جمهور فاصله گرفته و آقاي خاتمي فقط مي‌‏تواند تا حدي از قانون و اجراي آن پاسداري كند، ولي آن هم در حدي نيست كه با قرائت خود از قانون اساسي دفاع كند، بلكه مجبور است با قرائتي كه محافظه‌‏كاران از قانون اساسي دارند، راضي شود و آن را حفظ كند. " نكند بر اين باور هستيد كه بايد مردم دوباره و البته اگر ميشد براي سومين دوره چهارساله به خوردن استفراغ خود رجوع كنند كه همانا گوش فرا دادن به شما و اصلاحات رياست جمهوري شماست ؟


دوراني را بياد بياوريد كه دختر هاشمي رفسنجاني با شعار آزادي دوچرخه سواري براي خانمها به نفر اول واردشدگان به مجلس پيوست و مردم ما به حرف قشنگ گوش دادند و باز به ياد بياوريم كه شعار اصلاحات و قانونمند شدن خاتمي چگونه بيست ميليون انسان خوش باور و رحيم و با عاطفه و دانا را كه از دست پيشينيان به ستوه آمده بودند را به پاي صندوق راي كشيد و حتي براي چهار ساله دوم نيز قضيه تكرار گرديد تا شايد بد قولان به بدقوليهاي خود توجه نشان دهند ، ولي ....نكند مردم ما را استفراغ خور فرض ميكنيد كه اين كار ها را تكرار كردند ؟


سحر خيز عزيز بينش سياسي شما تا چه حد است كه از حكومتهاي سلطنتي ابراز انزجار ميكنيد و يا احتمالا با سيستمهاي كمونيستي و جمهوري مخالفت ميورزيد ؟ پادشاهي و سلطنتي اگربد بود كه نيمي از اروپا و مردم استفراغ خورآن به اين سيستم تن در نميداند !


پادشاهي اگر به اين شيوه اش باشد بفرمائيد كه چه ايرادي بر آن ميتوانيد داشته باشيد ؟ نكند مردم را با اين حرفها ميخواهيد به ياد تاريخ دو هزار و پانصد ساله بياندازيد( كه البته دوران اخرينش را به نظر اينجانب بايد از آن جدا كنيم)


اسپانيا را به يادتان مياورم كه چگونه دوران پادشاهيش به كشور باز گردانده شد و صد البته برايتان گفتم كه مخالفت با هر حكومتي در دل آن حكومت وجود دارد و بحث بازداشت و حبس و غيره نيز نه تنها از قديم بوده و هست ، بلكه بر شدت و حدت آن نيز اضافه شده است و در حكومتهاي مدرن و آزاديخواه كنوني نيز وجود دارد.


افسوس ميخورم كه چرا عده ائي در زمان حكومت پهلوي و با بودجه مردم ايران به خارج از كشور فرستاده شدند تا به غده هاي سرطاني تبديل گردند .... افسوس ميخورم كه فكر كردن چرا نبايد ايران مثل اروپا باشد و سيستمهاي رفاهي و اجتماعي براي عموم مردم مهيا باشد و صد و يك قصه ديگر كه حتي تفكر قياس آن براي ايران اشتباه بود .


اين را بدانيد كه خدمات هيچ كس و هيچ شخصي به اندازه خدمات حكومت شاهنشاهي ايران ، آنهم در طي پنجاه سال حكومت براي ايران و ايراني مثمر ثمر نبوده است و حال اگر ما لايق ان نبوديم ، بحثي است جدا .


سخن كوتاه و ميگويم كه :


آقاي سحرخيز من استفراغ نكردم ولي حاضرم استفراغ خود را در صورت فرضيش بخورم !
توضيح در ارتباط با كلمه استفراغ از نيما راشدان: اميد است سخنگويان جريانات سياسي در ايران ، مخاطبان خود را بيش از اين صاحب عقل ، شعور ، حافظه و قدرت خواندن و نوشتن زبان فارسي بدانند و صد البته بر خلاف آقايان « عيسي سحرخيز و ابولحسن بني صدر » از تعابيري نظير « استفراغ » - « ان دماغ » - « اخ و تف » و ... براي توصيف « رقباي سياسي » خود کمتر استفاده نمايند.