یکشنبه، آبان ۰۳، ۱۳۸۳

متقاضيان پناهندگي كره شمالي در پكن


29 نفرکه ادعا می کنند شهروندان کره شمالی هستند، برای دريافت پناهندگی وارد يک مدرسه کره جنوبی درپکن شدند.

به گزارش خبرگزاری يونهاپ کره جنوبی، اين عده درنخستين ساعت های بامداد امروز، جمعه، ازيک دروازه مدرسه که قفل نبود، وارد مدرسه شدند وضمن معرفی خود به عنوان اتباع کره شمالی، خواستارگذرنامه به قصد سفربه کره جنوبی شدند.
به گزارش يونهاپ، موضوع به اطلاع سفارت کره جنوبی درپکن رسيده است.
اين عده مرکب هستند از23 زن و6 مرد که دونفرآن ها کودک هستند.


شنبه، آبان ۰۲، ۱۳۸۳

كمبود ۲۵۰۰۰ نيروى متخصص در آلمان

خوب اگه مطلب قبلي رو خونده باشين و بعد هم اين نوشته رو بخونيد ، اونوقت متوجه ميشين كه اين قصه پناهندگي و مهاجرت حالا حالاها سر دراز داره و فقط اسمش عوض ميشه ميگين نه نوشته زيري رو دنبال كنيد تا متوجه بشين .

روز سه شنبه نوزدهم اكتبر شوراى كارشناسان امور مهاجرت آلمان در نخستين گزارش سالانه خود، با وجود آنكه تعداد بيكاران در آلمان زياد است، پيشنهاد داد كه براى سال آينده ميلادى بيست و پنج هزار نيروى متخصص از خارج استخدام شوند.

نيروهاى متخصصى كه به گزارش اين شورا براى آلمان ضرورى هستند عبارت‌اند از پزشكان، داروسازان، مهندسان ماشين‌آلات و نيز نمايندگان تجارى، متخصصان بيمه و بانكدارى. هم اكنون شمار نيروهاى متخصص در اين زمينه‌ها در آلمان پايين است.

اصل مطلب

جمعه، آبان ۰۱، ۱۳۸۳

قوانين جديد مهاجرت در آلمان - قسمت سوم


امر پذيرش پناهجو: هر كسى كه در جمهورى فدرال آلمان به عنوان پناهجو پذيرفته بشه، در عين حال، از اجازه كار در آلمان برخوردار ميشه. اما بايد تذكر بديم كه پس از گذشت ۳ سال از پذيرش پناهندگى افراد، بار ديگه، پرونده اونها مورد بررسى قرار ميگيره، تا مشخص بشه كه، هنوز هم دلايل پناهجوئى اونها وجود داره يا نه.


روند رسيدگى به پرونده هاى پناهجوها، قراره ساده تر بشه و اداره اى كه تا الان مسئول انجام اين كار بوده، يعنى اداره رسيدگى به امور پناهجويان در جمهورى فدرال آلمان، منحل ميشه. كسانى كه از كشورشون خارج ميشن و تازه بعد از اون، به اقدامى دست ميزنن كه، بتونن تحت اون عنوان، در آلمان تقاضاى پناهندگى بدن، ديگه در آلمان شانسى نخواهن داشت.


پنجشنبه، مهر ۳۰، ۱۳۸۳

همه با هم پيش به سوي نروژ !


سايت خوب نروژي ها خبر از برتري كشور نروژ به لحاظ شرايط زندگي ميدهد و عنوان ميدارد كه در تازه ترين گزارش سازمان ملل متحد كشورهاي سوئد، استراليا، کانادا و هلند در رتبه هاي بعدي قرار دارند.


بنازم قدرت خدا رو كه اين كشور بلژيك فسقلي هم جزء ده كشور اول آمده است .


از اين كه ايرونيهاي عزيز نروژي هم ما رو از اطلاعات محل اقامت خودشون خبر دار ميكنند سپاسگزاريم و ممنون هستيم كه سايت زيبا و خوبي را براي اطلاع رساني تهيه و تدارك ديدند.

چهارشنبه، مهر ۲۹، ۱۳۸۳



اولين مهاجرت جمعي ايرانيان را بايد مهاجرت بزرگ زرتشتيان به هندوستان عنوان كرد كه بدليل جبر و فشار سياسي ـ مذهبي به شبه قاره هند مهاجرت كردند و در آنجا جامعه پارسيان هند را بوجود آوردند.


مهاجرت ها و آشنائي هاي بعدي ايرانيان با غرب را كه اثرات اجتماعي ـ سياسي فراوان در جامعه ايران داشته است بايد از حدود يك قرن پيش مورد بررسي قرار داد، كه گروهي مانند سيد جمال الدين اسدآبادي و ميرزا ملكم خان و... در دوران پادشاهي قاجار و گروهي ديگر كه اين بار از سوي حكومت مركزي قاجار و شخص عباس ميرزا كه بدليل شكست از روسيه فكر مي كرد مشكل ايران عدم آگاهي به دست آوردهاي تكنولوژيك غرب مي باشد، عده اي را براي دست يابي به آگاهي هاي تكنولوژيك به كشورهاي اروپائي اعزام داشت تا پس از بازگشت بتوانند با دست يابي به رموز ساختن توپ و ديگر ادوات مدرن غربي شكست‌ هاي پي در پي ايران از روسيه را جبران كنند.


اثرات مهاجرت هاي اعتراضي ايرانيان نسبت به حكومت قاجار و يا اعزام گروهي از سوي حكومت بي ترديد صفحه تاريخ معاصر ايران را براي آشنائي با غرب ورق زده است و چاپ روزنامه هائي مانند كاوه در برلين و قانون در لندن، حبل المتين در كلكته، ثريا در مصر و... اثرات آنرا صد چندان كرد و باين ترتيب بود كه ايرانيان با پديده و تكنولوژي غرب بيشتر و بيشتر آشنا شدند.
كودتاي رضاشاه در ايران و دوران سلطنت او تغييرات شگرفي را براي آشنايي ايرانيان با غرب و مدرن شدن ايران بدنبال داشت و او كه خود تحصيلاتي نداشت براي بالا بردن سطح آگاهي و آموزش در ايران تلاش و كوشش بسيار بعمل آورد، بطوريكه مدارس ابتدائي و متوسطه و مهمتر از همه دانشگاه تهران با شكل و شيوه غربي در ايران ايجاد شد و تعداد زيادي را براي تحصيل و كسب تخصص به غرب اعزام داشت.


فراموش نكنيم كه بزرگترين مهاجرت ايرانيان در طول تاريخ كهنسال خود، مهاجرت دوران 22 ساله حكومت جمهوري اسلامي ايران است كه در اثر فشارها و تنگناهاي خارج از حد تصور مردم را مجبور به ترك وطن نموده است كه گاه با مخاطرات فراوان نيز همراه بوده است.

دوشنبه، مهر ۲۷، ۱۳۸۳

آقاي هژيرسعيدي از وضعيت پناهندگان در تركيه ميگويد


موقعيت عمومى الان در پايين‌ترين حد ممکن است، درصد قبولى بشدت پايين است، پروسه کارى سازمان ملل بى نهايت کند و بدون برنامه است و مشکلات فراوانى دامنگير متقاضيان است. وضعيت هر فرد بنابه پروسه متفاوت مى‌باشد ولى در کل هيچ متقاضى حتى با وجود قبولى از سيستم يو ان و رفتارهاى پليس راضى نيستند.


یکشنبه، مهر ۲۶، ۱۳۸۳

موقعيت پناهجويان در ترکيه ، ضرورت اعتراضى بين المللى



روز جمعه هفته گذشته، در شهر وان ترکيه پناهجويى که براى يک کار ادارى به پليس مراجعه کرده بود، دستگير و روانه زندان شد و بلافاصله زمزمه ديپورت وى و تعداد ديگرى که در روزهاى ديگر دستگير شدند، پخش شد. گفته ميشود که پليس مترصد در دام انداختن تعداد ديگرى است و با کامل شدن تعدادى که با يک اتوبوس منتقل شوند، همه اينها را به ايران باز پس خواهد فرستاد. در ميان اين افراد فعالين سرشناس سياسى و اعضا احزاب سياسى وجود دارند که ديپورت آنها يعنى بازى با زندگيشان.

اصل مطلب

شنبه، مهر ۲۵، ۱۳۸۳

ريشه هاي آوارگي و پناهندگي - قسمت سوم


عوامل اجتماعي ـ فرهنگي
بيشترين كساني كه مبادرت به مهاجرت مي كنند در گروههاي سني جوانترين افراد جامعه خود مي باشند، اگر چه گروهي نيز پس از سن بازنشستگي در صورت وجود امكانات اقتصادي بمناطق ايده آل و آرزوي خود براي زندگي دوران بازنشستگي مي روند ولي خاصه در كشورهائي كه در حال حاضر بعنوان كشورهاي پناهنده فرست مورد مطالعه در اين چارچوب مي باشند، تعداد اين گروه نيز بسيار اندك مي باشد.



عواملي كه در چارچوب اجتماعي مورد بحث است بيشتر به فشارها و سخت گيريهاي قانوني و غيرقانوني حكومت هاي مستبد مربوط مي شود كه افراد جامعه را وادار به فرار و ترك وطن مي كند كه نمونه هاي آن و در بيشترين تعداد اينگونه مهاجران را مي توان به مهاجرت افغاني ها، ايراني ها، عراقي ها، سوريه اي ها و... در منطقه و همسايه هاي خودمان پرداخت و در رابطه با ايران به حدود تقريبي 3 تا 5 ميليون نفر در خارج از ايران اشاره نمود كه در چند ساله اخير و خاصه دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي (1376-1380) اكثريت قريب باتفاق آنانرا جوانان و دختران و پسران در گروههاي سني 15-24 ساله و كمتر از 30 سال تشكيل داده اند.
انواع فشارها و تضييقاتي را كه مي توان در اين رابطه ذكر كرد.


بايد به فشارهاي بيش از حد براي زنان از جمله حجاب و پوشش اجباري، جلوگيري از كار و اشتغال، محدود بودن رشته هاي تحصيلي، و مهمترين آن، فرد درجه 2 بحساب آمدن و توهين به شخصيت آنان و نداشتن هيچگونه آزادي فردي و محروم بودن از حضور در مقامات دولتي ذكر كرد.
از سوي ديگر مشكلاتي كه جوانان را بيشتر تشويق به ترك كشور مي كنند نبود امكانات اشتغال و به تبع آن ازدواج و محدوديت بسيار معاشرت ها و ارتباط دو جنس مخالف است كه خود يكي از عوامل محدود كننده آزاديها و نيازهاي اصلي نسل جوان در هر جامعه ايست.

جمعه، مهر ۲۴، ۱۳۸۳

ريشه هاي آوارگي و پناهندگي - قسمت دوم


عامل اقتصادي ـ يكي از مهمترين عوامل مهاجرت، عامل اقتصادي است كه بيشتر جوانان را بخاطر انگيزه درآمد بيشتر و زندگي بهتر بسوي مهاجرت مي كشاند، و بخاطر همين زندگي بهتر است كه معمولاً هر خطري را نيز تحمل مي كنند كه به ايده آل هاي زندگي بهتر دسترسي پيدا كنند.


از مهمترين اجزاء تشكيل دهنده عامل اقتصادي، ركود اقتصادي در يك كشور، بيكاري و عدم اشتغال و نابرابريهاي طبقات درآمدي مي باشد كه بيشترين ريشه هايش در عامل انحصار اقتصادي خلاصه مي شود. كشورهاي ذكر شده در مبحث قبل و تمامي كشورهائي كه حكومت هاي غيردموكراتيك و غيرمردمي دارند معمولاً از مشكل انحصار اقتصادي فراوان رنج مي برند.
نمونه مورد مثال مهاجرت بدليل عامل اقتصادي اشاره به مهاجرت گروهي كثير از جوانان ايراني به ژاپن و كشورهاي حاشيه خليج فارس است.


و ديگر كشورهاي مورد ايده آل جوانان مثل كانادا و انگليس مي باشد كه همچنان با افزايش رو به تزايد پناهندگان ادامه دارد.

پنجشنبه، مهر ۲۳، ۱۳۸۳

ريشه هاي آوارگي و پناهندگي - قسمت اول


نگاهي دقيق به پديده پناهندگي و آوارگي مستلزم شناخت كامل اين قشر اجتماعي مي باشد و براي بهتر شناختن آن شايد طبقه بندي زير اين منظور را بيشتر برآورده نمايد. عواملي كه منجر به تصميم براي ترك كشور مبدأ و آرزوي زندگي در كشور ايده آل ميشود را شايد

بتوان بشرح زير طبقه بندي كرد كه بدون شك طبقه بندي قطعي و كامل نمي تواند باشد.
عامل سياسي ـ پيدايش كشورهاي نوبنياد پس از جنگ چهاني دوم كه با توافق كشورهاي برنده در جنگ در دنيا بوجود آمد كه در منطقه ما و همسايه هاي ما مي توان به سوريه، لبنان، اسرائيل، اردن، عراق، كويت، قطر، بحرين، يمن شمالي، يمن جنوبي، امارات و... اشاره كرد، اكثراً در زمره كشورهائي بودند كه حكومت هاي آنان نه با انتخاب مردم آن كشور كه با صلاحديد كشورهائي كه آنها را تحت نفوذ داشتند تعيين مي گرديد و اين حكومت ها تا هر زمان كه مي توانستند منافع آن كشورها را برآورده سازند در رأس آن حكومت ها و اداره كشورها باقي ميماندند و در غير اينصورت جاي خود را به حكومت سربراه ديگري مي دادند.

اداره چنين حكومت هائي تا قبل از انقلاب رسانه ها و در نهايت امر تا قبل از ظهور ويدئو، ماهواره و در نهايت اينترنت چندان مشكل نمي نمود. در حدود 30 سال پيش بدينسو اداره چنين حكومت هائي بدليل روشن تر شدن مردم آن كشورها و تحولاتي كه در آن جوامع بوجود آمده است هر روز مشكل تر شده و در نهايت افرادي از آن جامعه كه امكان قبول فشارها و مشكلات سياسي حاكم برايشان كمتر بوده است، تن به فرار از كشور و مهاجرت و در نهايت آواره در مرزها و پناهنده در كشورهاي ديگر گشته اند، كه بي هيچگونه ترديدي در صورتي كه بتوان حكومت هاي مردمي در كشورها بوجود آورد، فشار فرار و مهاجرت و ترك كشور بدليل سياسي به حداقل خود خواهد رسيد.