شنبه، آذر ۱۹، ۱۳۸۴

Miss world


انتخاب زيباترين زن دنيا رو امشب از دست ندهيد .


صفحه مربوط به اين مسابقات كه امسال فينال ان در كشور چين برگزار ميشود .


اين هم رامونا دختر شايسته ايراني - كانادائي كه كارشناسان نامبرده جزء هشت نفر پاياني اين مسابقات بر شمردند و دسترسيش را به عنوان يكي از سه نفر اصلي براي انتخاب شدن دور از دسترس ندانسته اند .


اين هم كليپ كوتاه در اين زمينه براي اينترنت دارهاي پر قدرت و اين هم واسه اونهائي كه سرعتشون كمه .

پ . ن


ايسلندي مقام اول رو كسب كرد.

چهارشنبه، آذر ۱۶، ۱۳۸۴

آكسيون حمايت از پناهجويان در بلژيك


اين تجمعات كه براي درخواست اعطاي حق شهروندي صورت گرفته است ، مدتي است كه بهمراه تعداد ديگري از افراد ساير ملل در كليسائي واقع در مركز بلژيك صورت پذيرفته است . ( صفحه مربوط به اين آكسيون )


تصاويري از اين آكسيون را در اينجا و اينجا مشاهده كنيد .

دوشنبه، آذر ۱۴، ۱۳۸۴

تصميمات اتحاديه اروپا در باره پناهندگان


اين تصميمات كه در تاريخ بيست و هفتم سپتامبر براي تمامي پناهندگان در سراسر اروپا اتخاذ شده است ، محورش يكسان نمودن تصميماتي بوده كه براي پناهندگان در سراسر اروپا انجام ميپذيرد .


فرشاد حسيني و مينا اخدي از فدراسيون سراسري پناهنگي در اين زمينه به بحث نشسته اند كه اصل مطلب را در اين صفحه ميتوانيد مطالعه كنيد .


در همين زمينه به زبان انگليسي در وبسايت سازمان پناهندگي ملل متحد .

یکشنبه، آذر ۱۳، ۱۳۸۴



در باره وبلاگ پناهندگي

عنواني است از عبدالقادر بلوچ كه در ادامه
سلسله نوشتارهايش با همين تيتر به وبلاگ پناهندگي رسيده است . به سهم خودم از اين معرفي قدرداني ميكنم . چند نكته را قابل ذكر ميدانم كه در اينجا به آن اشاره ميكنم .

وبلاگ پناهندگي اول آذر هشتاد و چهار وارد چهارمين سال زندگيش شد و اين شروع از پرشين بلاگ بود و بعد از مدتي با سيستم ام تي به سراغ بلاگ اسپات آمد .

بلوچ عزيزم به اين امر اشاره كرده كه است كه وبلاگ پناهندگي با موضوعي كه دارد گرداندنش قدري سخت است و اين نظر بايسته او را مي ستايم چرا كه قبلا نيز به آن اشاره داشته ام كه با تمام كمبود سوژه ائي كه در باب پناهندگي وجود دارد ، تلاش خود را تا آنجا عملي نمودم كه از موضوع وعنوان وبلاگ دور نشوم اما ديدم كه اين امر مقدور نيست و بايد گه گداري گريزي نيز زد .


او در ادامه خواننده اش را به خواندن دنباله مطلب در سايت شهرگان رهنمون ميكند و در آنجا از معرفي نكردن وبلاگ نويسها و هويت پنهانشان و در كل مستعار نويسيشان كه قبلا هم خود او ، هم مجيد زهري و هم تعدادي ديگر از دوستان به ان پرداخته بودند به اين قضيه اشاره ميكند كه من نيز نشاني درستي ندارم كه البته با بينش و عمق و ژرفاي نگرشش در خواندن آرشيو وبلاگها و وقتي كه براي اين قضيه گذاشته است به چند سطر كوتاهي از معرفيم نيز اشاره ميكند .


به هر صورت همانطور كه قبلا كار بلوچ را ستايش كردم ، اينبار نيز بزرگواريش را ستايش ميكنم و به احترام تار موي سپيدش و شخصيت دوست داشتنيش خودم را با عكسي كه در بالا ميبينيد بيشتر معرفي ميكنم . اين آقا خوش تيپه كه ميبينيد همون فرزاد پناهندگيه !

چهارشنبه، آذر ۰۹، ۱۳۸۴

يك وبلاگ نويس درخواست پناهندگي كرد


سيد احمد سيد سراجي"،وبلاگ نويس زندانی پس از خروج از کشور از دفتر امور پناهندگی سازمان ملل در ترکيه درخواست پناهندگی کرد."سراجي"،در تماس تلفنی کوتاه با سرويس حقوق بشر تبريز نيوز گفت:با توجه به اين که پاسپورتم ضبط شده بود ، بدون پاسپورت از ايران به کشور "ترکيه" آمده و به دفتر امور پناهندگان سازمان ملل در شهر " وان "جهت اخذ پناهندگی مراجعه کردم و هم اکنون در حال طی مراحل قانونی هستم .


دوشنبه، آذر ۰۷، ۱۳۸۴


Bruno Bozzetto


برونو بوزوتو هنرمند صاحب نام ايتاليائي كه تا به حال چندين كار زيبا از وي در اينترنت به معروفيت رسيده رو خيلي ها ميشناسند .


انيميشن هاي زيباي او شهرت جهاني داره و فايل هائي از وي كه در اينترنت و صفحه شخصي او آورده شده توجه جهانيان را به ايده هاي زيبايش جلب كرده است .


آزادي اخرين انيميشن زيباي وي ميباشد كه در همين سال دو هزار و پنج ساخته شده است .


از ديگر كارهاي زيبايش كه توصيه ميكنم آن را ببينيد تا به وجه تشابهه ملت ايران با اين ايتاليائيها پي ببريد انيميشن Europe & Italy ميباشد كه واقعا وجه تشابه زيادي با فرهنگ ايراني در آن ديده ميشود .


و اما در سال دو هزارو چهار نيز بوزوتو يك كار زيباي ديگر داشته است كه به بررسي تفاوت ميان زنان و مردان و كارهاي روز مره اين دو جنس ميپردازد .


از ديگر كارهاي معروفش ميتوان به المپيك، زندگي ، نئرو ..... اشاره كرد .



صفحه شخصي اين هنرمند ايتاليائي .

جمعه، آذر ۰۴، ۱۳۸۴

آسيبهاي روحي مهاجرت


مهاجرت و آسيب های روانی پس از مهاجرت اگرچه پديده تازه ای به شمار نمی آيد اما با رشد روزافزون عده کسانی که به دلايل مختلف کاشانه خود را ترک می کنند و اقدام به تغيير مکان زندگی خود می کنند، به موضوع مهمی تبديل شده است. شايد برای شما هم پيش آمده باشد که به نوعی احساس خمودگی، بی خوابی يا کم خوابی، افسردگی، پرخاشگری ، گوشه گيری، ترس و بی اعتمادی را پس از مهاجرت تجربه کرده باشيد .


چهارشنبه، آذر ۰۲، ۱۳۸۴

وزير نفت سر سفره مردم !


يادم مياد يكي از شعارهاي انتخاباتي احمدي نژاد اين بود كه پول نفت رو بايد آورد سر سفره مردم و به قولي آن را بين اقشار مردم تقسيم كرد ، حالا چه جوريه كه بعد از معرفي سه تا وزير نفت از طرف او ، هنوز كه هنوزه اين قضيه با مشكل روبروست ؟


سوال سختيه ؟ ... نه؟

دوشنبه، آبان ۳۰، ۱۳۸۴

وبسايت انتگراسيون ايرانيان ساكن المان

اين سايت رو كه در جستجوهاي روزمره اينترنتي پيدا كردم ، اطلاعات جامع و كاملي در ارتباط با اخبار پناهندگي در آلمان دارد . لينكش را سر فرصت در سمت راست صفحه اضافه ميكنم .

یکشنبه، آبان ۲۹، ۱۳۸۴


استاد شجريان در تالار فرهنگ جهاني آنتورپن


بالاخره موفق به ديدن برنامه استاد شديم و جاي همه اونهائي كه نيامده بودند خالي بود تا چند ساعت ديگه گزارش كاملي در باره همه چيز ميدم .


دو تا عكس ديگه هم اينجا گذاشتم . واما اصل گزارش :


مثل هميشه با نگاه زيركانه تعدادي اندك از تماشاگران خود را از ديده تيز عبور داد تا سنجش خودش را در ارتباط با برگزاري برنامه اش انجام داده باشد .


براي كساني كه با گوشه و رديف هاي موسيقي ايراني آشنائي دارند و توان حلاجي اشان در اين باب قوي است ، نميتوانم مطلبي تخصصي ارائه دهم چرا كه در اين زمينه بايد اعتراف كنم كه آشنائي اندكي دارم .


ولي در كل قسمت اول برنامه كه ميتوانست دلائلي چون آشنا نبودن با محل برگزاري و يا جمعيت حاضر در سالن و دلائل متعدد ديگري داشته باشد ، قدري دلچسبيش كمتر از قسمت دوم و اشعار زيباي انتخاب شده از سعدي بود .


از نظر من و مقايسه برنامه استاد با برنامه هائي كه سالها پيش تر از ايشان و البته با گروههاي ديگر ديده بودم ، كمانچه كلهر پوششي عجيب بر سايرين داشت و عليزاده با تمامي تواني كه نواختن سازش دارد ، قدري مقهور چيره دستي كلهر قرار گرفته بود .



همايون هم انگار جا پاي پدر بزرگوارش گذاشته ، فقط با اين تفاوت كه استاد از تجربه و سالها زحمت بهره برداري ميكند و همايون هم اكنون در ابتداء اين راه است . از فاصله دور براي من مشخص بود كه رگهاي گردنش را در زمان بالا خواندن ببينم و البته اين نيز امري است طبيعي چرا كه بايد رنج پدر را سالها دنبال كند .


مردم و جمعيت حاضر در سالن هم نهايت همكاري را با درخواستهائي كه هيئت برگزار كننده به هنگام شروع برنامه از آنها داشتند، نمودند . اين درخواستها شامل عكاسي و يا فيلم برداري در زمان خواندن آواز و اجراي برنامه بود كه به خوبي جامه عمل به خود پوشانيد .


سالن مربوطه با نمائي كه در عكسها ميبينيد يك حال و هواي سنتي داشت كه براي ايرانيها چشم گير و دلچسب بود و جالب توجه تر از همه اين مسائل حضور تعداد كثيري بلژيكي بود كه تصور ابتدائي من اين بود كه اينها از طريق دوستي كه احتمالا با بعضي از ايرانيها دارند به آنجا آمده بودند. ولي بعد كه كنسرت تمام شد چند نفري از اينها كه اتفاقا رديف جلوئي ما نشسته بودند شروع به صحبت كردن كه ما موسيقي ايراني رو دوست داريم و تعداي سي دي هاي ايراني را درمنزل خود داريم و خودشان انتخاب كرده بودند كه به ديدن اين برنامه بيايند .


در كل شب خوبي بود خصوصا براي ما كه بليط هم نتوانسته بوديم رزرو كنيم و باري به هر جهت رفته بوديم و شانس ياريمان كرد.


جاي همه را خالي كردم ، خصوصا دلم براي اون خانومه در غربت سوخت كه اين برنامه رو از دست داد و كلي ناراحت شدم .